تبلیغات
مالک

مالک
نویسندگان
حدود 40 روزتا انتخابات مجلس نهم باقی است . انتخابات در ایران مامن گاهی است برای اثبات حقانیت نظام جههوری اسلامی که تقریبا هرساله یا هردوسال یکبار نظام رابه چالش حقانیت و مقبولیت مردمی میکشد . مسئولین را درمعرض امتحان قرار میدهد . اگر مشارکت بیشتر باشد یعنی اینکه مسئولین بهتر خدمت کرده اند و اعتماد مردم را جلب کرده اند واگر کمتر باشد به معنای کم کاری مسئولین است .

مسئله چالش در انتخابات یک امتحان برای کل نظام است . این چالش درصورتی که غیر امنیتی باشد نوعی تلنگر به تمامی مسئولین نظام است و رای نیاوردن گروهی به معنی جواب محکم مردم به آن گروه است . در چندین انتخابات اخیر دیدیم که مردم از گروهی منزجر و به گروهی دیگر اعتماد کردند . این نوعی تکامل فکری واعتقادی وسیاسی مردم است که با روی کار آوردن افرادی شایسته تر ، در جهت تکامل پیشرفت انقلاب هستند والبته با هیچ شخص وگروهی تعارف ندارند .
اصولا در متن مسئولین این تعارفات وجود دارد ولی در بین عموم مردم سخنی از تعارف نیست . هرکسی که مسیر را اشتباهی برود و بی اعتمادی مردمی ایجاد کند ، مردم به راحتی اورا کنار میگذارند.

در سایت های مختلف هرگروهی برحسب منافع گروه خود ، مطالبی له وعلیه افراد و سیاسیون مینویسند که نمی توان نگاه بی طرفانه درآنان دید . من به عنوان یک شهروند که مختار هستم و حق انتخاب دارم قصد دارم با نزدیک شدن به انتخابات مطالبی را در مورد افراد سیاسی و علل اقبال یا عدم اقبال آنان بنویسم . نه عضو گروهی یا فرقه ای هستم نه در تشکیلاتی عضو هستم و صرفا یافته های خود را برحسب سند ومدرک بیان میکنم .

 جناب آقای هاشمی رفسنجانی



ایشان دارای پنج فرزند به نام های فاطمه و فائزه و محسن و مهدی و یاسر هستند .






در سال های قبل از انقلاب جزو انقلابیون اصیل بودند که چندین بار به زندان افتادند و به گفته رهبری انقلاب حتی از اموال خود برای پیشبرد اهداف انقلاب فروگذار نبودند . وی پس از انقلاب هم در متن انقلاب حضور داشت و درکنار امام بود و درشرایط سخت اوایل انقلاب درکنار بسیاری از انقلابیون و دولت موقت به اداره انقلاب میپرداخت و حتی به وی سو قصد شد که جان سالم به درد برد .














وی در انتخابات اولین دور مجلس به عنوان رئیس مجلس برگزیده شد و درجریان عدم صلاحیت بنی صدر برای ریاست جمهوری نقش به سزایی داشت و پس ازشهادت مظلومانه رجایی و باهنر ، دردولت آیت الله خامنه ای  درکنار مهندس میرحسین موسوی بود و جزو یاران و دوستان دولت موسوی بود . در دوران جنگ هم به عنوان نماینده امام در امور جنگ درکنار دولت قرار گرفت و به جبهه های جنگ عزیمت داشت .













پس از وفات جانگذار امام خمینی ، آقای هاشمی رفسنجانی که  ریاست وقت مجلس خبرگان را به عهده داشت  ودر به رهبری رساندن آیت الله خامنه ای و نقل خاطراتی از امام و حاج احمد درخصوص نظر امام بر آیت الله خامنه ای برای رهبری ، نقش به سزایی داشت . سرانجام و پس از به رهبری رسیدن آیت الله خامنه ای ، انتخابات ریاست جمهوری انجام شد و آقای هاشمی رفسنجانی رئیس جمهور شد و مراسم تنفیذ انجام گرفت و دولت اول هاشمی تشکیل شد .






آنچه شرایط پس از جنگ ایجاب میکرد این بود که باید ویرانی ها وکاستی های پس از جنگ را ساخت به همین دلیل دولت هاشمی با شعار سازندگی به میدان آمد . یکی از انتقادات این دوران که رهبری نظام هم به آن تاکید داشتند سوق یافتن مسئولین به سمت اشرافیگری بود و آنچه به عنوان اشرافیگری در جامعه وبالاخص مسئولین نمایان شد از دوره دولت آقای هاشمی شروع شد .

سرانجام دوره چهارساله اول دولت وی تمام شد ودردور دوم هم برای ریاست جمهوری کاندید شد وبا مشارکت بسیار کم مردم برای بار دوم به ریاست جمهوری انتخاب شد . مطلبی که اینجا واضح است مسئله مشارکت کم مردم در دور دوم است و اینکه عملکرد نامطلوب مسئولین باعث عدم اعتماد به آنان میشود وسرانجام باعث کاهش مشارکت و نهایتا کاهش مقبولیت میشود .

مطلب دیگری که میتوان دردولت های ایشان مدنظر قرار داد ورود بستگان وفرزندان آقای هاشمی ودیگر مسئولین عالی رتبه به منصب های مهم کشوری ومسئولیت های ریز ودرشت ، که خود این مطلب عامل دیگری برای به انحراف کشیده شدن مسئولین میشود .چون وقتی دست آقازاده ها برای ورود به مناصب مهم دولتی باز باشد هرآن امکان سواستفاده وجود دارد وهمین عامل یکی از عوامل کاهش اعتماد به دولت های آقای هاشمی بود .

سرانجام پس از پایان دور دوم دولت هاشمی برحسب قانون اساسی می بایست شخص دیگری رئیس جمهورباشد . بنابراین چندین نفر نامزد انتخابات ریاست جمهوری شدند که شاخص ترین آنها محمدخاتمی وناطق نوری بودند . آنچه درظاهر امرمشخص بود اینکه آقای ناطق نوری اکثریت آرا را بدست خواهد آورد ، چون نزدیکی بیشتری بین ناطق نوری و هاشمی بود . ولی همین مطلب که دربالا عرض کردم که عدم عملکرد کلی نامطلوب دولت های هاشمی ، باعث شد مردم به شخصی که ظاهرا مخالف هاشمی بود رای بدهند . شخصی که حرف های تازه ای میزد و نوعی سرزندگی و شادابی درسخنانش بود . بله سید محمد خاتمی با رای بالا رئیس جمهور شد و مراسم تنفیذش انجام شد .


بسیاری از افراد معتقد و مذهبی با نگاه اینکه خاتمی مخالف هاشمی است به وی رای دادند . درصورتی که بعدها مشخص شد که آنها همفکر هم بودند و آقای هاشمی به عنوان فردی فراجناحی عمل میکند وبسیاری از منصب های دولتی که دردوران آقای هاشمی بود در دوران دولت خاتمی هم ادامه پیدا کرد . دختر آقای هاشمی خانم فائزه هاشمی هم در دوم خرداد 88 در مراسم ورزشگاه آزادی گفت که دوره اصلاحات ادامه دوره سازندگی بود .

پس دوران اصلاحات و آن 8 سال پر از تکاپو و اتفاقات عجیب وغریب آن زمان ، نوبت رفتن خاتمی وآمدن شخص دیگر بود . سال 84 افراد مختلفی نامزد شدند . از خود هاشمی گرفته تا قالیباف و لاریجانی و کروبی  و نهایتا شهردار وقت تهران آقای احمدی نژاد با چهره ای کاملا متفاوت با دیگر نامزدان .
انتخابات انجام شد و هاشمی رفسنجانی و احمدی نژاد با اکثریت آرا به دور دوم راه یافتند . هیچ کس حتی خوش بین ترین افراد هم فکر نمیکردند که رقیب هاشمی شخصی گمنام باشد به نام احمدی نژاد ودردور دوم با تمام تبلیغات منفی که علیه احمدی نژآد میکردند نهایتا با تمام حیرت احمدی نژاد رای بیشتر آورد و رئیس جمهور شد . اینجا جایی است که محل پرتگاه هاشمی محسوب میشد و حتی محل امتحان وی و مخالفت های وی و لجبازی های وی که اورا از مسیر انقلاب منحرف ساخت . ولی وی همچنان با وجود بغضی که از احمدی نژاد داشت چهره بغض آلود خود را پنهان ساخت و حتی در مراسم تنفیذ احمدی نژاد هم شرکت کرد .


نقطه عطف هاشمی از اینجا شروع شد. اختلافات وی با احمدی نژاد وبرخی تصمیماتش تبدیل به یک عقده ای عمیق شد . آنچه پشت پرده اتفاقات و مشکلات هاشمی با احمدی نژاد بود را خود احمدی نژاد در جریان مناظره با موسوی بیان کرد . اینکه از همان ابتدا هاشمی با دولت احمدی نژاد از سر عناد برآمد ونهایتا اختلاف نظر در روش مدیریت کشور دامنه دار شد . احمدی نژاد با گرایش های ساده زیستی ، مبارزه بافساد و عدم نفوذپذیری واعمال زور وثروت در اداره کشور تبدیل شده بود به نقطه مقابل هاشمی . دولت هاشمی و مسئولین دولت های هاشمی وخاتمی این رویه را پیش گرفته بودند و قبح زشتی اعمالشان از بین رفته بود . احمدی نژاد بعنوان فردی ولایی که از قشر خود مردم وگمنام وارد عرصه شده بود با سیاستهای دولت های قبلی مخالفت میکرد .
سرانجام 4سال اول احمدی نژاد هم پایان یافت و درسال 88 می بایست انتخاباتی دیگر انجام میشد . احمدی نژاد و موسوی وکروبی و رضایی نامزد شدند و صلاحیتشان تایید شد . از اواخر سال 87 تبلیغات شروع شد . دراین زمان از هاشمی صدای واضحی شنیده نمیشد . کمااینکه در اخبارهای ضد ونقیض  خود هاشمی از موسوی برای آمدن به صحنه دعوت کرده بود و به عنوان یک لیدر فراجناحی در مجالس ونشستهای خصوصی اعلام میکرد که باید کاری کنیم که هرکسی رای بیاورد به جز احمدی نژاد .
به راستی چرا هاشمی آمدن هرکسی را ترجیح میداد به غیر از احمدی نژاد . احمدی نژاد به عنوان نماد یک رئیس جمهور ولایی ومردمی و خدمتگزار مطرح بود و دولتش به دولت مهروزی وخدمتگزاری مشهور بود . چرا باید هاشمی با یک رئیس جمهوری با این اوصاف مخالفت کند ?!!!
جواب واضح است . سیاست های احمدی نژاد در دوران 4 ساله اش باعث شد همه بفهمند که دولت های قبلی چقدراز انقلاب واهداف امام فاصله داشتند . یک  کالبد از نظام اسلامی و انقلابی مانده بود و رهبری نظام هم تنها کاری به پیش نمی برد . با آمدن احمدی نژآد ورق برگشت و شعارهای انقلابی واستکبارستیزی تکرار شد . اشرافیگری مسئولین که  به عملی عادی تبدیل شده بود و مردم را نسبت به مسئولین و نظام بی اعتماد کرده بود. خود احمدی نژاد و دولتش به دولتی پاکدامن و ساده زیست مشهور بود . مردمی بودن احمدی نژاد ضربه ای مهلک به سیاست های دولت های هاشمی وخاتمی بود و مردم یک تفاوت چشم گیری در احمدی نژاد و خاکی بودن وی میدیدند . این عوامل و عوامل پشت پرده دیگر که درمناظرات انتخاباتی 88 مطرح شد باعث شد همه متوجه اختلاف عمیق هاشمی و احمدی نژاد در رویکردهای اداره کشور بشوند .

عملکرد 4 ساله احمدی نژاد ودولتش و سفرهای استانی وی به اقصی نقاط کشور باعث ایجاد یک امیدواری مفرطی در مردم شد و دیدیم که در 22خرداد 88 مردم با مشارکت 85 درصدی وکم سابقه مهر تاییدی محکم بر سیاست های دولت احمدی نژاد زدند .

هاشمی سال 88 بسیار متفاوت تر از سالهای قبل بود . در جریان مناظره موسوی واحمدی نژاد ، مطالبی مطرح شد که هاشمی را بعنوان لیدر مخالف احمدی نژاد به طور علنی مطرح کرد . مسئله فساد فرزندان هاشمی و دیگر مسئولین مطرح شد وخیلی چیزهای دیگر .

هاشمی فردای آن مناظره در مراسم رحلت امام با احمدی نژاد اتمام حجت کرد واز وی خواست که عذرخواهی کند وحرف های خود را پس بگیرد که احمدی نژاد نپذیرفت . هاشمی طی نامه ای بدون سلام به رهبرمعظم انقلاب غیر مستقیم تهدید به آشوب های خیابانی کرد و گفت که نمیتواند جلوی خشم فرزندانش را بگیرد . درآن نامه احمدی نژاد را با بنی صدر مقایسه کرد و اولین بار واژه انحرافی وجریان انحرافی را به احمدی نژاد و دولت وی نسبت داد .





آشوب های خیابانی آغاز شد . حضور دو فرزند هاشمی خانم فائزه هاشمی ومهدی هاشمی در جریان اغتشاشات که بارها وبارها فیلم ها وعکس های آنها منتشر شد باعث تعجب بسیاری از مردم شده بود .





پس از نماز جمعه تاریخی رهبری عزیز انقلاب واینکه همه باید به قانون اساسی کشور احترام بگذارند و از اردوکشی خیابانی پرهیز کنند ، حجت برای همه تمام شد . جناب آقای هاشمی اگر به رهبری نظام به عنوان فصل الخطاب عقیده داشتند ، خود وفرزندانشان  را باید از اعمال آن روزها بازمیداشتند . سکوت خود هاشمی و اعمال فرزندان ووابستگانشان آتشی صدبرابر بود . در نمازجمعه ای که هاشمی سخنرانی کرد ، تمامی اصول سخنان رهبری را نقض میکرد و گویی به عنوان قطبی که فقط خود را قبول دارد ، عمل کرد .

هاشمی به عنوان یک مهره تاریخی نظام که یار امام بود وهمیشه از وی به نیکی یاد میشد ، تبدیل به یک فردی شد که عملا مقابل رهبری وولایت ایستاد و تبدیل به رسانه ای ناخواسته برای دشمنان نظام شد . شاید کسانی که کمی شک داشتند براینکه هاشمی از جریان انقلاب انحراف پیداکرده ، با قضایای سال 88 این انحراف چشم گیررا مشاهده کردند .

نتایج علل عدم اقبال وفاصله گرفتن آقای هاشمی از اصول اصلی انقلاب

1- فرزندان ووابستگان و منتسبین به وی : هم امام خمینی و مقام معظم رهبری فرزندان و بستگان خودرا از دخالت درامورسیاسی منع کردند . چون هرآن امکان انحراف وفساد فرزندان وجود دارد وهمین عامل به علت رانتی که از پدر خود پیدا میکنند ، نوعی فراقانونی بوجود می آید و انباشته شدن فساد و باز شدن هرچه بیشتر فرزندان در امور سیاسی واقتصادی ، خطر انحراف را ایجاد میکند . به جرات میتوان گفت یکی از علل اصلی انحراف آقای هاشمی از مسیر اصلی انقلاب ، فرزندان وعملکردهای آنان بوده است .







2-عناد و لج بازی : سرچشمه این عناد در سال 84 نمایان شد . اینکه شخصی گمنام بروی غلبه کند نوعی کینه درونی و مرموز ایجاد کرد . این کینه روز به روز بیشتر شد و تبدیل به دشمنی شد . درجریان سال 88 عمق این کینه نمایان تر شد . سرانجام کینه وعناد باعث شد که رشته کار از دست وی خارج شود و کسی که معروف به سیاستمدار خبره بود ، با اعمالی کودکانه مانند نامه بدون سلام به رهبری چهره خود را نمایان ساخت و این بغض باعث انحراف ایشان از مسیر انقلاب شد .





3- نگاهی متفاوت به ولایت فقیه : آقای هاشمی بارها درخصوص ولایت فقیه به این شیوه ای که درحال حاضر اجرا میشود نقد داشت .در مصاحبه های مختلف آن را بیان کرد . نوعی تفسیر به رای درخصوص قضیه ولایت و رهبری داشت . حتی بارها مسئله شورای رهبری را بیان کرده است . همین نوع تفسیراز ولایت فقیه جنبه ملکوتی ولی فقیه را پایین می آورد ودرخصوص رهبری آیت الله خامنه ای بارها لفظ دوست وبرادر ویار قدیمی را بکاربرده و هیچگاه نگاه ولایی نسبت به آیت الله خامنه ای نداشته است.  اصل انحراف آقای هاشمی از اصول ولایی اوست و شاید عدم تبعیت هاشمی درسال 88 از فرامین ولی فقیه نظام به علت همین تفسیر اشتباه از ولایت است .

والسلام



برچسب ها: انتخابات و هاشمی رفسنجانی،
[ یکشنبه 2 بهمن 1390 ] [ 09:35 ب.ظ ] [ رضا هنرمند ]

درباره وبلاگ

موضوعات
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :