تبلیغات
مالک

مالک
نویسندگان
لینک های مفید
[ شنبه 20 فروردین 1390 ] [ 05:56 ق.ظ ] [ رضا هنرمند ]
نظرات

حزب اصلاحات و مشارکت


در طول 33 سال بعد از انقلاب آنقدری که سن ما قد میدهد گروهها وافراد زیادی بعنوان حزب سیاسی و تفکر وتشکل سیاسی بعنوان مسئولین نظام از جانب مردم انتخاب شدند و درهر برهه ای گروهی مقبولیت حداکثری پیدا کرده و  به مدت چندین سال زمامداری حکومت را برعهده داشتند.
آنچه در این جا حائز اهمیت است خواست و اراده مردم است . مردم در برهه ای تشخیص دادند که چه کسی و چه گروهی سرکار بیایند وهمان مردم هم تشخیص دادند که دوران سیاسی این گروه تمام شده و تفکری دیگر و کاملتر باید جایگزین شود .
 
وقتی مسیر حرکت و اقدامات مسئولین به انحراف کشیده شود تجربه نشان داده که اقبال از آنان کاسته میشود . در این حین ودر انتخابات های مختلف گروهی از اقبال کمتری برخوردار میشوند ولی همچنان بعنوان یک تشکل سیاسی مطرح هستند ولی گاها اتفاقاتی در همین انتخاباتهای مکرر افتاده است که به طور کل باعث عدم اقبال عمومی شده است و مردم حتی از آنان متنفر و رویگردان شدند .
اینجاست که میتوان گفت آن فرد یا گروه دچار ورشکستگی سیاسی شده است و تحت هیچ شرایطی مردم به او وتفکرش وگروهش اقبال نشان نمیدهند .  گاها این اتفاقات باعث  شده است  که آن تشکل و گروه وحزب از مسیر انقلاب منحرف شدند و به جهت انتقام گیری از مردم در پازل دشمن بازی کردند و به تدریج تبدیل به یک تشکل ضد نظام شدند .

حزب دوم خرداد که یک تشکل سیاسی معتبری بوده است و از انتخابات سال 76 باورود خاتمی با رای بالای مردم ، بعنوان یک تفکر وعقیده سیاسی پابه عرصه سیاسی گذاشت و با شعار اصلاحات به مدت 8 سال امور مملکت را به عهده داشت . دراینجا قصد دارم علل ورشکستگی سیاسی اصلاح طلبان را بیان کنم . البته مطالبی که می نویسم صرفا نوشته ها وعقاید خود بنده است و هیچ منبع دیگری ندارد .


باوجود اینکه تفکر اصلاحات در سال 76 و درانتخابات ریاست جمهوری به صورت همه گیر بیان شد ولی این نوع تفکر از همان اوایل انقلاب مطرح بود . گرایش چپ از دوران دولت مهندس موسوی به صورت یک گرایش متفاوت مطرح بود . آنچه در گرایش چپ همیشه عیان بوده است افراطی گری های این گرایش است . در دوران دولت مهندس موسوی که خاتمی یکی از وزرای دولتش بود وبسیاری از اصلاح طلبان هم جزیی از دولت وی بودند ، از آن طرف گود افتاده بودند . بریدن کراوات های مردم و تراشیدن موهای مردم در خیابان ها با ادعاهای کاذب مذهبی وعقیده ای جزیی از افراطی گری های این گروه بوده است .


حال در سال 76 سید محمد خاتمی با شعار اصلاحات و آزادی به میدان آمد . بسیاری از انقلابیون و معتقدین به وی رای دادند والبته قشر عظیمی از جوانان به وی گرایش پیدا کردند و با رای 20 میلیونی که رایی بی نظیر بود رئیس جمهور شد . شعار آزادی در دوران اصلاحات معروف ترین شعار بود و بسیاری از جوانان با عشق به وی و عقاید و سیاست هایش ، به وی رای داده بودند .

کم کم چهره  حقیقی این گروه مشخص شد . شعار آزادی که جزو مهمترین شعارهای انقلاب بود برای این گروه تبدیل به آزادی های نامشروع شد . آزادی های دختران وپسران  ، آزادی در بیان اظهارات ضد دینی و ضد مذهبی . تخریب ولایت فقیه و به مضحکه گرفتن قانون اساسی و در نهایت بیان به موزه رفتن  مکتب امام خمینی که در روزنامه های آن دوران به وفور و با وقاحت کامل بیان میشد .

استراتژی اصلاح طلبان  افراطی ، نفی ولایت فقیه بود . آزادی های جنسی و نامشروع جزو شعارهای همیشگی آنان بود . نگاه انقلابی واستکبارستیزی که جزو اصلی ترین شعارهای امام و انقلاب بود ، توسط این گروه وجراید آنان تخریب میشد و نوعی سازش و فراموشی آرمانهای اصلی انقلاب به چشم میخورد . نوع مقالات و نوشته ها وسخنرانی های آن زمان منتسبین به اصلاح طلبان ،

نشان از انحراف بسیار عمیق آنان در عمق مسئله انقلاب داشت . تفکرات غربی وگرایش به غرب در آنان موج میزد . رئیس جمهور خاتمی بارها در سفرهای خارجی با دست دادن به زنان ، نوعی ساختارشکنی کرد وبا  نمایش آن انحراف خود وگروهش از مسیر اصلی انقلاب نشان داد .



تمامی شعارهای انقلاب زیرپا گذاشته شد . چنانچه رهبری عزیز مقابل این انحرافات نمی ایستادند ، آرمانهای انقلاب به تاراج میرفت . درهمان دوران  مجلس ششم تشکیل شد . مجلسی کاملا سیاسی و همسو با دولت خاتمی که بسیاری از نمایندگان مجلس ششم و برخی از وزرا و مسئولین دولت خاتمی در حال حاضر جزو اپوزیسیون ضد نظام و انقلاب هستند  . یکی از زنان که درآن دوره نماینده مجلس ششم بود ، اخیرا در بی بی سی و صدای آمریکا کشف حجاب کردند و درمقابل دوربین و درپخش زنده ، روسری خود را درآورد و با این کار پیامی با هزاران بغض  به مردم داد .



دولت هفتم و دولت هشتم و مجلس ششم کاملا دست اصلاح طلبان بود . مردم طی چند دوره متوالی به این گروه  اعتماد کردند و رای بالا دادند . اما نتیجه آن فرار بسیاری از آنان به خارج کشور واپوزیسیون شدن آنان بود . کسانی که آن زمان در روزنامه های معتبرو پرتیراژ ، علیه نظام و انقلاب ورهبری می نوشتند و تمام آرمانهای نظام را زیر پا میگذاشتند همگی به علت انحراف ساختاری وعقیدتی آنان بوده است . گرایش به غرب و غرب زدگی مفرط آنان و دور شدن از فضای انقلابی و سرد شدن آنان از طرفی ، پولهای نامشروع وکلانی که در طی مسئولیت هایشان به جیبشان رفته بود و شکم هایشان را فربه کرده بود از طرفی دیگر ، ذهن وقلب و دین شان را به تاراج برد . بسیاری از آنان که پشیمان از انقلاب بودند در اوایل انقلاب جزو افراطیون انقلابی بودند که می توان گفت شور وگرمی پس انقلاب  و دوران جنگ برای آنان تمام شد و حالا وقت تغییر استراتژی عقیده ای بود . دست دادن های خاتمی با زنان در سفرهای خارجی هم به عمق این انحراف اساسی صحه میگذاشت .


دکتر سروش در سخنرانی ها ومقالات متعدد بارها دین را به تمسخر گرفت و بسیاری از مبانی دینی ازجمله مسئله خاتمیت پیغمبر را رد کرد و بسیاری مطالب انحرافی دیگر که ناشی از انحراف وفساد عقیده ای این قشراز تفکرات اصلاح طلبی بود .


مهمترین اتفاق دوران اصلاحت اغتشاش سال 78 بود که مقوله ای بسیار عجیب و شگفت زده داشت . از سال 75 تا 78 مقدمات اغتشاش 78 فراهم شد . در دانشگاهها با توزیع مقالات ضددینی ذهن ودل دانشجویان را برای این اتفاق آماده کردند و با برنامه ریزی قبلی اغتشاش 78 را شروع کردند . تنها هدف آنان تخریب رهبری بود و چه ناسزاها که به رهبری نگفتند و چه توهین ها که به قشر مذهبی نشد . هرکسی که محاسن داشت به باد کتک گرفتند وبه جرم ریش داشتن موتورش را آتش زدند .

همه چیز برعکس شد و انقلاب که برای احیای دین ومذهب وحکومت دینی آمده بود تبدیل به ضد دین شد . بسیاری از مردم بخاطر ترس از کتک خوردن ریش های خود را زدند و این یعنی پایان اصلاحات . اصلاحات در اغتشاشات 78 رو به نابودی رفت و مردم چهره ی حقیقی و عقاید واقعی این گروه را دریافتند . بسیاری از افراطیون اصلاحات اهداف بالاتری از جمله کودتا و تغییر نظام و برداشتن اصل ولایت فقیه از قانون اساسی را داشتند که حضور مردم انقلابی در صحنه این توطئه ها را خنثی کرد .

قضیه ترور حجاریان که تئوریسین اصلاحات بود و قضیه قتل های زنجیره ای و دیگر قضایای چالشی چیز جز سیاست بازی های این دوران بود  و نوعی جو مسموم در کشور نمایان میکرد .


هدف من از بیان این خاطرات این است که مردم در طی 8 سال متوالی به این گروه اعتماد کردند ولی در اواخر دوران دولت خاتمی خود همان جوانان که حامیان اصلی دولتش بودند ازوی فاصله گرفتند . به قدری فساد عقیدتی در جریان مسئولیت های اصلاح طلبان عیان بود که مردم از عمق جان نیاز به تحولی عظیم میدیدند .


در دولت خاتمی مسئله هسته ای  تخطئه و تعلیق شد وبه رهبری برای قبول این قضیه فشار آوردند. تمامی اصول انقلاب از جمله دین و مذهب واسلام و استکبارستیزی و عدالت اجتماعی و جلوگیری از فساد اجتماعی وفرهنگی و جنسی همگی به فراموشی سپرده شد و با شعار آزادی ، فقط وفقط سیاست زدگی عیان بود . آنچه اهداف انقلاب بود و مردم برای آن انقلاب کردند به تمسخر گرفته شد و همین باعث عدم اقبال مردم به این نوع تفکر شد . اولین نشانه عدم اقبال اصلاح طلبان توسط مردم در جریان انتخابات شوراها بود که افرادی چون مهندس چمران  در تهران رای آوردند و نوعی تغییر جهش انتخاباتی مردمی بوجود آمد . شورای شهر تهران در سال آخر دولت خاتمی ، آقای دکتر احمدی نژادرا  از اردبیل به تهران آورد وشهردار تهران کرد . فردی کاملا گمنام و چهره ای متفاوت ومردمی . 

در انتخابات ریاست جمهوری نهم همین فرد گمنام که توسط شورای شهر انتخاب شده بود ، کاندید شد و با اقبال بسیاری از افراد معتقد و مذهبی مواجه شد . فردی که کاملا درمقابل عقاید اصلاحات صحبت میکرد و از ریشه اصلاحات را به باد انتقاد میگرفت . ساده زیستی و استکبارستیزی و مردمی بودن او ، درعین اینکه چهره ای آکادمیک نداشت دربین بسیاری از سیاسیون مطرح و معروف و پرسابقه رای بالایی آورد و رئیس جمهور شد . از شعار عدالت و مهرورزی گرفته تا ساده زیستی و مردمی بودن و درعین حال استکبارستیزی و مقابله با فساد اقتصادی و بیان کردن آرمانهای فراموش شده انقلاب وامام وولایت مداری  همگی نقطه مقابل اصلاحات بود .

اصلاح طلبان در مجلس هفتم و انتخابات شورا و ریاست جمهوری دهم بسیار تلاش کردند که اعتماد از دست رفته مردم را بازگردانند ولی خاطرات تلخ دوران اصلاحات هیچ گاه از ذهن مردم خارج نمیشود و بسیار بعید است که در انتخابات های بعدی هم به این گروه گرایش حداکثری بشود .

والسلام




برچسب ها: انتخابات، اصلاحات، ورشکستگی سیاسی،
[ سه شنبه 25 بهمن 1390 ] [ 03:41 ق.ظ ] [ رضا هنرمند ]
22 بهمن بزرگترین و عظیم ترین عید انقلاب ماست . باید همه جضور پیدا کنیم و سیلی محکمی بردهان دشمنان خونی ایران وایرانی وانقلاب و انقلابی بزنیم . اینجا ایران است وبا هر مرام و عقیده بخاطر پاسداری از خون ووصیت نامه های شهیدان به موج عظیم مردم می پیوندیم و قطره ای میشویم از دریای مردمی که سالهاست برای حفظ آرمانهای امامشان خون دل خوردند و جنگ وتحریم و تهدید و ترور را تحمل کردند .


قدم های ما میشود مشتی و لگدی بر خائنان و کینه توزان انقلاب و شعار ما میشود صیحه ای بر کسانی که به فکر تجاوز  هستند .



[ شنبه 22 بهمن 1390 ] [ 03:01 ق.ظ ] [ رضا هنرمند ]
حدود 40 روزتا انتخابات مجلس نهم باقی است . انتخابات در ایران مامن گاهی است برای اثبات حقانیت نظام جههوری اسلامی که تقریبا هرساله یا هردوسال یکبار نظام رابه چالش حقانیت و مقبولیت مردمی میکشد . مسئولین را درمعرض امتحان قرار میدهد . اگر مشارکت بیشتر باشد یعنی اینکه مسئولین بهتر خدمت کرده اند و اعتماد مردم را جلب کرده اند واگر کمتر باشد به معنای کم کاری مسئولین است .

مسئله چالش در انتخابات یک امتحان برای کل نظام است . این چالش درصورتی که غیر امنیتی باشد نوعی تلنگر به تمامی مسئولین نظام است و رای نیاوردن گروهی به معنی جواب محکم مردم به آن گروه است . در چندین انتخابات اخیر دیدیم که مردم از گروهی منزجر و به گروهی دیگر اعتماد کردند . این نوعی تکامل فکری واعتقادی وسیاسی مردم است که با روی کار آوردن افرادی شایسته تر ، در جهت تکامل پیشرفت انقلاب هستند والبته با هیچ شخص وگروهی تعارف ندارند .
اصولا در متن مسئولین این تعارفات وجود دارد ولی در بین عموم مردم سخنی از تعارف نیست . هرکسی که مسیر را اشتباهی برود و بی اعتمادی مردمی ایجاد کند ، مردم به راحتی اورا کنار میگذارند.

در سایت های مختلف هرگروهی برحسب منافع گروه خود ، مطالبی له وعلیه افراد و سیاسیون مینویسند که نمی توان نگاه بی طرفانه درآنان دید . من به عنوان یک شهروند که مختار هستم و حق انتخاب دارم قصد دارم با نزدیک شدن به انتخابات مطالبی را در مورد افراد سیاسی و علل اقبال یا عدم اقبال آنان بنویسم . نه عضو گروهی یا فرقه ای هستم نه در تشکیلاتی عضو هستم و صرفا یافته های خود را برحسب سند ومدرک بیان میکنم .

 جناب آقای هاشمی رفسنجانی



ایشان دارای پنج فرزند به نام های فاطمه و فائزه و محسن و مهدی و یاسر هستند .






در سال های قبل از انقلاب جزو انقلابیون اصیل بودند که چندین بار به زندان افتادند و به گفته رهبری انقلاب حتی از اموال خود برای پیشبرد اهداف انقلاب فروگذار نبودند . وی پس از انقلاب هم در متن انقلاب حضور داشت و درکنار امام بود و درشرایط سخت اوایل انقلاب درکنار بسیاری از انقلابیون و دولت موقت به اداره انقلاب میپرداخت و حتی به وی سو قصد شد که جان سالم به درد برد .














وی در انتخابات اولین دور مجلس به عنوان رئیس مجلس برگزیده شد و درجریان عدم صلاحیت بنی صدر برای ریاست جمهوری نقش به سزایی داشت و پس ازشهادت مظلومانه رجایی و باهنر ، دردولت آیت الله خامنه ای  درکنار مهندس میرحسین موسوی بود و جزو یاران و دوستان دولت موسوی بود . در دوران جنگ هم به عنوان نماینده امام در امور جنگ درکنار دولت قرار گرفت و به جبهه های جنگ عزیمت داشت .













پس از وفات جانگذار امام خمینی ، آقای هاشمی رفسنجانی که  ریاست وقت مجلس خبرگان را به عهده داشت  ودر به رهبری رساندن آیت الله خامنه ای و نقل خاطراتی از امام و حاج احمد درخصوص نظر امام بر آیت الله خامنه ای برای رهبری ، نقش به سزایی داشت . سرانجام و پس از به رهبری رسیدن آیت الله خامنه ای ، انتخابات ریاست جمهوری انجام شد و آقای هاشمی رفسنجانی رئیس جمهور شد و مراسم تنفیذ انجام گرفت و دولت اول هاشمی تشکیل شد .






آنچه شرایط پس از جنگ ایجاب میکرد این بود که باید ویرانی ها وکاستی های پس از جنگ را ساخت به همین دلیل دولت هاشمی با شعار سازندگی به میدان آمد . یکی از انتقادات این دوران که رهبری نظام هم به آن تاکید داشتند سوق یافتن مسئولین به سمت اشرافیگری بود و آنچه به عنوان اشرافیگری در جامعه وبالاخص مسئولین نمایان شد از دوره دولت آقای هاشمی شروع شد .

سرانجام دوره چهارساله اول دولت وی تمام شد ودردور دوم هم برای ریاست جمهوری کاندید شد وبا مشارکت بسیار کم مردم برای بار دوم به ریاست جمهوری انتخاب شد . مطلبی که اینجا واضح است مسئله مشارکت کم مردم در دور دوم است و اینکه عملکرد نامطلوب مسئولین باعث عدم اعتماد به آنان میشود وسرانجام باعث کاهش مشارکت و نهایتا کاهش مقبولیت میشود .

مطلب دیگری که میتوان دردولت های ایشان مدنظر قرار داد ورود بستگان وفرزندان آقای هاشمی ودیگر مسئولین عالی رتبه به منصب های مهم کشوری ومسئولیت های ریز ودرشت ، که خود این مطلب عامل دیگری برای به انحراف کشیده شدن مسئولین میشود .چون وقتی دست آقازاده ها برای ورود به مناصب مهم دولتی باز باشد هرآن امکان سواستفاده وجود دارد وهمین عامل یکی از عوامل کاهش اعتماد به دولت های آقای هاشمی بود .

سرانجام پس از پایان دور دوم دولت هاشمی برحسب قانون اساسی می بایست شخص دیگری رئیس جمهورباشد . بنابراین چندین نفر نامزد انتخابات ریاست جمهوری شدند که شاخص ترین آنها محمدخاتمی وناطق نوری بودند . آنچه درظاهر امرمشخص بود اینکه آقای ناطق نوری اکثریت آرا را بدست خواهد آورد ، چون نزدیکی بیشتری بین ناطق نوری و هاشمی بود . ولی همین مطلب که دربالا عرض کردم که عدم عملکرد کلی نامطلوب دولت های هاشمی ، باعث شد مردم به شخصی که ظاهرا مخالف هاشمی بود رای بدهند . شخصی که حرف های تازه ای میزد و نوعی سرزندگی و شادابی درسخنانش بود . بله سید محمد خاتمی با رای بالا رئیس جمهور شد و مراسم تنفیذش انجام شد .


بسیاری از افراد معتقد و مذهبی با نگاه اینکه خاتمی مخالف هاشمی است به وی رای دادند . درصورتی که بعدها مشخص شد که آنها همفکر هم بودند و آقای هاشمی به عنوان فردی فراجناحی عمل میکند وبسیاری از منصب های دولتی که دردوران آقای هاشمی بود در دوران دولت خاتمی هم ادامه پیدا کرد . دختر آقای هاشمی خانم فائزه هاشمی هم در دوم خرداد 88 در مراسم ورزشگاه آزادی گفت که دوره اصلاحات ادامه دوره سازندگی بود .

پس دوران اصلاحات و آن 8 سال پر از تکاپو و اتفاقات عجیب وغریب آن زمان ، نوبت رفتن خاتمی وآمدن شخص دیگر بود . سال 84 افراد مختلفی نامزد شدند . از خود هاشمی گرفته تا قالیباف و لاریجانی و کروبی  و نهایتا شهردار وقت تهران آقای احمدی نژاد با چهره ای کاملا متفاوت با دیگر نامزدان .
انتخابات انجام شد و هاشمی رفسنجانی و احمدی نژاد با اکثریت آرا به دور دوم راه یافتند . هیچ کس حتی خوش بین ترین افراد هم فکر نمیکردند که رقیب هاشمی شخصی گمنام باشد به نام احمدی نژاد ودردور دوم با تمام تبلیغات منفی که علیه احمدی نژآد میکردند نهایتا با تمام حیرت احمدی نژاد رای بیشتر آورد و رئیس جمهور شد . اینجا جایی است که محل پرتگاه هاشمی محسوب میشد و حتی محل امتحان وی و مخالفت های وی و لجبازی های وی که اورا از مسیر انقلاب منحرف ساخت . ولی وی همچنان با وجود بغضی که از احمدی نژاد داشت چهره بغض آلود خود را پنهان ساخت و حتی در مراسم تنفیذ احمدی نژاد هم شرکت کرد .


نقطه عطف هاشمی از اینجا شروع شد. اختلافات وی با احمدی نژاد وبرخی تصمیماتش تبدیل به یک عقده ای عمیق شد . آنچه پشت پرده اتفاقات و مشکلات هاشمی با احمدی نژاد بود را خود احمدی نژاد در جریان مناظره با موسوی بیان کرد . اینکه از همان ابتدا هاشمی با دولت احمدی نژاد از سر عناد برآمد ونهایتا اختلاف نظر در روش مدیریت کشور دامنه دار شد . احمدی نژاد با گرایش های ساده زیستی ، مبارزه بافساد و عدم نفوذپذیری واعمال زور وثروت در اداره کشور تبدیل شده بود به نقطه مقابل هاشمی . دولت هاشمی و مسئولین دولت های هاشمی وخاتمی این رویه را پیش گرفته بودند و قبح زشتی اعمالشان از بین رفته بود . احمدی نژاد بعنوان فردی ولایی که از قشر خود مردم وگمنام وارد عرصه شده بود با سیاستهای دولت های قبلی مخالفت میکرد .
سرانجام 4سال اول احمدی نژاد هم پایان یافت و درسال 88 می بایست انتخاباتی دیگر انجام میشد . احمدی نژاد و موسوی وکروبی و رضایی نامزد شدند و صلاحیتشان تایید شد . از اواخر سال 87 تبلیغات شروع شد . دراین زمان از هاشمی صدای واضحی شنیده نمیشد . کمااینکه در اخبارهای ضد ونقیض  خود هاشمی از موسوی برای آمدن به صحنه دعوت کرده بود و به عنوان یک لیدر فراجناحی در مجالس ونشستهای خصوصی اعلام میکرد که باید کاری کنیم که هرکسی رای بیاورد به جز احمدی نژاد .
به راستی چرا هاشمی آمدن هرکسی را ترجیح میداد به غیر از احمدی نژاد . احمدی نژاد به عنوان نماد یک رئیس جمهور ولایی ومردمی و خدمتگزار مطرح بود و دولتش به دولت مهروزی وخدمتگزاری مشهور بود . چرا باید هاشمی با یک رئیس جمهوری با این اوصاف مخالفت کند ?!!!
جواب واضح است . سیاست های احمدی نژاد در دوران 4 ساله اش باعث شد همه بفهمند که دولت های قبلی چقدراز انقلاب واهداف امام فاصله داشتند . یک  کالبد از نظام اسلامی و انقلابی مانده بود و رهبری نظام هم تنها کاری به پیش نمی برد . با آمدن احمدی نژآد ورق برگشت و شعارهای انقلابی واستکبارستیزی تکرار شد . اشرافیگری مسئولین که  به عملی عادی تبدیل شده بود و مردم را نسبت به مسئولین و نظام بی اعتماد کرده بود. خود احمدی نژاد و دولتش به دولتی پاکدامن و ساده زیست مشهور بود . مردمی بودن احمدی نژاد ضربه ای مهلک به سیاست های دولت های هاشمی وخاتمی بود و مردم یک تفاوت چشم گیری در احمدی نژاد و خاکی بودن وی میدیدند . این عوامل و عوامل پشت پرده دیگر که درمناظرات انتخاباتی 88 مطرح شد باعث شد همه متوجه اختلاف عمیق هاشمی و احمدی نژاد در رویکردهای اداره کشور بشوند .

عملکرد 4 ساله احمدی نژاد ودولتش و سفرهای استانی وی به اقصی نقاط کشور باعث ایجاد یک امیدواری مفرطی در مردم شد و دیدیم که در 22خرداد 88 مردم با مشارکت 85 درصدی وکم سابقه مهر تاییدی محکم بر سیاست های دولت احمدی نژاد زدند .

هاشمی سال 88 بسیار متفاوت تر از سالهای قبل بود . در جریان مناظره موسوی واحمدی نژاد ، مطالبی مطرح شد که هاشمی را بعنوان لیدر مخالف احمدی نژاد به طور علنی مطرح کرد . مسئله فساد فرزندان هاشمی و دیگر مسئولین مطرح شد وخیلی چیزهای دیگر .

هاشمی فردای آن مناظره در مراسم رحلت امام با احمدی نژاد اتمام حجت کرد واز وی خواست که عذرخواهی کند وحرف های خود را پس بگیرد که احمدی نژاد نپذیرفت . هاشمی طی نامه ای بدون سلام به رهبرمعظم انقلاب غیر مستقیم تهدید به آشوب های خیابانی کرد و گفت که نمیتواند جلوی خشم فرزندانش را بگیرد . درآن نامه احمدی نژاد را با بنی صدر مقایسه کرد و اولین بار واژه انحرافی وجریان انحرافی را به احمدی نژاد و دولت وی نسبت داد .





آشوب های خیابانی آغاز شد . حضور دو فرزند هاشمی خانم فائزه هاشمی ومهدی هاشمی در جریان اغتشاشات که بارها وبارها فیلم ها وعکس های آنها منتشر شد باعث تعجب بسیاری از مردم شده بود .





پس از نماز جمعه تاریخی رهبری عزیز انقلاب واینکه همه باید به قانون اساسی کشور احترام بگذارند و از اردوکشی خیابانی پرهیز کنند ، حجت برای همه تمام شد . جناب آقای هاشمی اگر به رهبری نظام به عنوان فصل الخطاب عقیده داشتند ، خود وفرزندانشان  را باید از اعمال آن روزها بازمیداشتند . سکوت خود هاشمی و اعمال فرزندان ووابستگانشان آتشی صدبرابر بود . در نمازجمعه ای که هاشمی سخنرانی کرد ، تمامی اصول سخنان رهبری را نقض میکرد و گویی به عنوان قطبی که فقط خود را قبول دارد ، عمل کرد .

هاشمی به عنوان یک مهره تاریخی نظام که یار امام بود وهمیشه از وی به نیکی یاد میشد ، تبدیل به یک فردی شد که عملا مقابل رهبری وولایت ایستاد و تبدیل به رسانه ای ناخواسته برای دشمنان نظام شد . شاید کسانی که کمی شک داشتند براینکه هاشمی از جریان انقلاب انحراف پیداکرده ، با قضایای سال 88 این انحراف چشم گیررا مشاهده کردند .

نتایج علل عدم اقبال وفاصله گرفتن آقای هاشمی از اصول اصلی انقلاب

1- فرزندان ووابستگان و منتسبین به وی : هم امام خمینی و مقام معظم رهبری فرزندان و بستگان خودرا از دخالت درامورسیاسی منع کردند . چون هرآن امکان انحراف وفساد فرزندان وجود دارد وهمین عامل به علت رانتی که از پدر خود پیدا میکنند ، نوعی فراقانونی بوجود می آید و انباشته شدن فساد و باز شدن هرچه بیشتر فرزندان در امور سیاسی واقتصادی ، خطر انحراف را ایجاد میکند . به جرات میتوان گفت یکی از علل اصلی انحراف آقای هاشمی از مسیر اصلی انقلاب ، فرزندان وعملکردهای آنان بوده است .







2-عناد و لج بازی : سرچشمه این عناد در سال 84 نمایان شد . اینکه شخصی گمنام بروی غلبه کند نوعی کینه درونی و مرموز ایجاد کرد . این کینه روز به روز بیشتر شد و تبدیل به دشمنی شد . درجریان سال 88 عمق این کینه نمایان تر شد . سرانجام کینه وعناد باعث شد که رشته کار از دست وی خارج شود و کسی که معروف به سیاستمدار خبره بود ، با اعمالی کودکانه مانند نامه بدون سلام به رهبری چهره خود را نمایان ساخت و این بغض باعث انحراف ایشان از مسیر انقلاب شد .





3- نگاهی متفاوت به ولایت فقیه : آقای هاشمی بارها درخصوص ولایت فقیه به این شیوه ای که درحال حاضر اجرا میشود نقد داشت .در مصاحبه های مختلف آن را بیان کرد . نوعی تفسیر به رای درخصوص قضیه ولایت و رهبری داشت . حتی بارها مسئله شورای رهبری را بیان کرده است . همین نوع تفسیراز ولایت فقیه جنبه ملکوتی ولی فقیه را پایین می آورد ودرخصوص رهبری آیت الله خامنه ای بارها لفظ دوست وبرادر ویار قدیمی را بکاربرده و هیچگاه نگاه ولایی نسبت به آیت الله خامنه ای نداشته است.  اصل انحراف آقای هاشمی از اصول ولایی اوست و شاید عدم تبعیت هاشمی درسال 88 از فرامین ولی فقیه نظام به علت همین تفسیر اشتباه از ولایت است .

والسلام



برچسب ها: انتخابات و هاشمی رفسنجانی،
[ یکشنبه 2 بهمن 1390 ] [ 09:35 ب.ظ ] [ رضا هنرمند ]
در این مطلب در خصوص دختری بی حیا می نویسم . دختری که ایرانی نیست . ایرانیان با حیا هستند و حداقل های حیا را رعایت میکنند . این دختر دین ندارد بلکه ایرانی نیست ، چون ایرانیان از دوران قبل از ورود اسلام به ایران پوشیده و باحیا بودند و با ورود اسلام حجاب در خون ایرانیان مستحکم تر شد .

دختری با اسم ورسم گلشیفته فراهانی که آبروی ایرانیان را برده است ، گرچه خون ایرانی در رگ این دختر نیست ، ولی شناسنامه ایرانیش خون به دل ما میکند .
من سوالم از این دختر این است که به نظام اسلامی ایران اعتقاد نداری ، به اسلام اعتقاد نداری ، به خدا اعتقاد نداری ، حداقل به خانواده ات درایران احترام میگذاشتی و آبروی پدرومادرت را نمی بردی !!!

شعور وشرفت را به بی شعوری و شرف غربی فروختی و به نام اعتراض برهنه شدی ! به کجا چنین شتابان که فردا وپس فردا در پورنوهای آنان بازی نکنی ؟! به کجا چنین شتابان که به اسم اعتراض ، فاسد شدی و بدتر از آن فسادت را علنی میکنی ؟!در جایی گفته بودی که از حجاب متنفری ! آیا برهنه شدن هم جزیی از بی حجابی توست ؟!



 



برچسب ها: گلشیفته فراهانی،
[ جمعه 30 دی 1390 ] [ 03:32 ب.ظ ] [ رضا هنرمند ]
بسم الله الرحمن الرحیم
شهادت دانشمند نخبه‌ی جوان، شهیدمصطفی احمدی روشن، اندوه دیگری بر دل دوستداران دانش و متعهدان به پیشرفت جمهوری اسلامی نهاد. ما همگی شریك غم پدر و مادر و همسر و فرزند این جوان مظلوم و برجسته و سرافرازیم.

این ترور بزدلانه كه عاملان و طراحانش هرگز جرأت نخواهند كرد به جنایت كثیف و پلید خود اعتراف كنند و مسئولیت آن را بپذیرند مانند دیگر جنایات شبكه‌ی تروریزم بین‌الملل دولتی، با طراحی یا همراهی سرویسهای سیا و موساد عمل شده و نشانه‌ی به بن‌‌بست رسیدنِ استكبار جهانی به سردستگی آمریكا و صهیونیزم، در مقابله با ملت مصمّم و مؤمن و پیشرونده‌ی ایران اسلامی است. آنها در این رفتار شنیع و قساوت‌آمیز نیز شكست خواهند خورد و به اغراض پلید و شریرانه‌ی خود دست نخواهند یافت. رشد شتابنده‌ی علمی و فتح قله‌های دانش كه با همت و عزم جوانان مؤمن و غیور و توانائی چون مصطفای شهید رونق یافته، امروز قائم به هیچ فردی نیست، این یك جنبش تاریخی و برخاسته از یك عزم خلل‌ناپذیر ملی است. ما به كوری چشم سران اردوگاه استكبار و نظام سلطه، این راه را با قوت و اراده‌ی راسخ دنبال خواهیم كرد و پیشرفت رشك‌آور ملت بزرگ خود را به رخ دشمنان عنود و حسود خواهیم كشید، و البته از مجازات مرتكبان این جنایت و عاملان پشت صحنه‌ی آن هم هرگز چشم‌پوشی نخواهیم كرد.

اینجانب شهادت این عزیز را به والدین و همسر و فرزندش و به جامعه‌ی علمی و دانشگاهی كشور و به عموم دوستداران و متعهدان نهضت علمی فراگیر، تبریك و تسلیت میگویم و برای آنان صبر و سكینه‌ی الهی و برای شهید عزیزمان علو درجات اخروی را از خداوند متعال مسألت میكنم و یاد شهیدان علیمحمدی و شهریاری و رضائی‌نژاد را گرامی میدارم.
سیدعلی خامنه‌ای
۲۲/دیماه/۱۳۹۰


عکس بالا لحظاتی پس از شهادت این جوان حقیقتا مظلوم ماست . فضاحت های غرب تمامی ندارد و هراز چندگاهی به صورت های مختلف عیان میشود . این غده سرطانی صهیونیزم به قدری عقده دار شده که به مظلوم ترین های عالم هم رحم نمیکند .

منتظر باشید این خون ها جواب دارد . یک قطره از خون این جوان مظلوم دنیای
شمارا به آتش خواهد کشید 


حضور رهبری معظم انقلاب در منزل این شهید :



برچسب ها: شهید مصطفی، مظلومیت در اوج اقتدار،
[ جمعه 23 دی 1390 ] [ 02:54 ق.ظ ] [ رضا هنرمند ]
به مناسبت 9 دی که روز خنثی سازی فتنه ای عمیق بود یک یادآوری از آن روزهای تلخ میکنیم که درنهایت بازهم خون سیدالشهدا انقلاب را نجات داد .

شروع فتنه ماهها قبل از انتخابات شروع شد . تبلیغات زودهنگام که از اواسط سال 87 کلید خورد . از همان روزها مشخص بود که جریان موجود طبیعی نیست . جریان منتسب به اصلاح طلب با مدیریت سید محمد خاتمی در تکاپو بودند و از آمدن خود یا شخصی دیگر صحبت میکردند وسایت ها و روزنامه ها مملو بود از انصراف یا آمدن این وآن .
درنهایت با اعلام حضور میرحسین موسوی به عنوان نامزد ریاست جمهوری ، حضور خاتمی منتفی شد . ضلع دیگر که مهدی کروبی بود که با وجود مخالفت اکثر اصلاح طلبان ، خود را نامزد کرد . این زوج اگرچه با هم مخالفت میکردند ولی یکسو و هم زبان با اصلاح طلبان بودند .





در دوران تبلیغات خودمن شاهد شور وشوق عجیبی دربین مردم بودم که البته این شوروشوق مضاعف خود آتش زیرخاکستربود . درتهران جو بسیار عجیب بود . تعداد طرفداران موسوی بیشتر جلوه میکرد و برای مثال در میدان صادقیه که برای تبلیغات ومنازعات انتخاباتی جمع میشدند ، تعداد طرفداران موسوی به احمدی نژاد 10 به 1 بود .

این همان اشتباهی بود که در اذهان مردم جلوه کرد که چون در تبلیغات و خیابان آمدن های طرفداران ، ما بیشتربودیم بنابراین ما بیشمارترهستیم . درصورتی که عموم نقاط بالای شهر تهران این اکثریت طرفداران جلوه میکرد و درجنوب تهران عموما طرفداران احمدی نژاد بودند واین از آرای صندوق ها مشخص است .

بنابراین این توهم تقلب هم نوعی اشتباهی محاسباتی مردم بود وهم اینکه خود سران این جریان مردم را بر تقلب در انتخابات عادت دادند .
من خودم در میدان ولیعصر بودم که ناگهان متوجه تجمع عده ای در گوشه ای از میدان شدم . نزدیک شدم دیدم که جوانی بالای درختی رفته و شعار میدهد که " اگر تقلب نشه موسوی اول میشه " !!!
این خود یعنی از پیش برنده دانستن خود واینکه تحت هرشرایطی اگر موسوی رای نیاورد یعنی نتیجه میگیریم که تقلب شده !!! این اوج بی منطقی و سوءاستفاده از احساسات مردم است و حقیقتا بسیاری از کسانی که روز 25 خرداد 88 در آن اجتماع عظیم برای اعتراض به نتایج انتخابات در میدان آزادی شرکت کردند، اعتقاد داشتند که واقعا تقلب شده و به مردم القا شده بود و این خود خطرناکترین حالت موجود برای اثبات حقانیت حکومت است . هرچه قدر دلیل وسند ومدرک ارائه بشود ، چون مردم متهیج هستند و البته چون کاندیدای محبوبشان رای نیاورده ، هیچ دلیل و مدرکی را قبول نمیکنند .
در روز 25 خرداد مردم معترض با زن و بچه های خود صرفا برای اعتراض به همین القای تقلب به میدان آزادی آمده بودند .درصورتی که خود کاندیدها و البته ساپورت کننده های آنها بارها اعلام کردند که ما میدانستیم که تقلب نشده ولی خواستیم از فرصت حاصله کمال استفاده را کنیم .




این اوج خباثت و دوری از تقوای سران فتنه ودست اندرکارانشان است که برای قدرت ، با احساسات وجان ومال مردم بازی میکنند .



خیابان ها وموتورها و بانک ها واتوبوس ها را آتش میزنند . مردم را تهییج میکنند و القای اینکه به مردم ظلم میشود ، همین باعث تحریک مردم معترض میشود . قدم به قدم داستان ادامه دارد . مردم دوگروه میشوند و با هم به دعوا و جدال میپردازند . سران فتنه با بیانیه های ضدونقیض شروع به آتش افروزی میکنند . نباید مردم ساکت بمانند این فرصت را باید بسیار غنیمت شمرد. اعتراض به نتایج انتخابات تبدیل میشود به قصد برای براندازی نظام وتوهین به رهبری نظام و این خود اوج نگرانی هارا ایجاد میکند .












سفرهای استانی احمدی نژاد و سفرهای تبلیغاتی اش در دوران تبلیغات را نمی بینند که اگر شماها یعنی سبزها طرفدار دارید ، خوب طرفداران احمدی نژاد هم درصحنه هستند . حضور طرفداران احمدی نژاد د مصلای امام خمینی ، دردانشگاه شریف ، در شهرهای مختلف در همان ایام انتخابات را نمی دیدند . ایکاش آن زمان مردم بیناتر بودند وتحت تاثیر این و آن قرار نمی گرفتند .









در هرصورت با بالاگرفتن درگیری ها ، خون امام حسین به کمک انقلاب آمد واین غبار را از ذهن بسیاری از مردم زدود. بی حرمتی در روز عاشورا به پرچم امام حسین برای بسیاری از خود طرفداران موسوی و سبزها قابل تحمل نبود، چه برسد به دلسوزان انقلاب ورهبری.




9دی تابوی غبار راشکست و خون رنگین حسین علیه السلام ، به فرموده رهبری عزیزمان ، یوم الله دگر ساخت .



برچسب ها: 9دی، خون امام حسین، لبیک یاخامنه ای،
[ چهارشنبه 7 دی 1390 ] [ 03:28 ق.ظ ] [ رضا هنرمند ]


چند سال پیش وقتی که دیدیم و شنیدیم که به بوش لنگه کفش پرتاب شد ، اولا بسیار متحیر شدیم ثانیا ذوق کردیم که رئیس جمهور وقت آمریکا تحقیر شد . بعد از آن حرکت برای اعتراض همه لنگه کفش پرتاب میکردند . در جریان انتخابات 88 عکسی منتشر شد که بنر احمدی نژاد رو گذاشتند و همه دارند لنگه کفش به سمت بنر پرتاب میکنند . در جریان سخنرانی وزیر ارشاد دولت نهم هم به سمت او لنگه کفش پرتاب شد .
این جریان اعتراضی گویی مانند نمادی برای اعتراض شناخته شدو بعد از مدتها که لنگه کفشی پرتاب نشد ، چند روز اخیر در جریان سفر احمدی نژاد به ساری توسط شخصی لنگه کفش پرتاب شد که البته به وی برخورد نکرد .



بحث مقایسه ای هم که بکنیم جنایات بوش کجا و احمدی نژاد کجا . آنقدرعلیه این دولت هجمه و فشار وارد کردند که این هجمه و فشار به خود احمدی نژاد منتهی شد . در عراق درجریان اشغالگری آمریکا بود که فردی عراقی بر رئیس جمهور وقت آمریکا بخاطر جنایاتش ، کفش پرتاب کرد . ولی در ایران فردی ایرانی والبته معترض به رئیس جمهور ایران کفش پرتاب کرد .
البته خدمتگزاری این فشارها را هم دارد که باید تحمل کرد . ولی چرا باید شخصی که از جان و مال خود برای خدمتگزاری گذاشته ، آن هم در اواخر دوره ریاست جمهوریش چنین بدرقه ای صورت گیرد .
لیست کلی برنامه های دولت های نهم ودهم :
1- پایان یافتن تقریبی  مسئله هسته ای
2- پیشرفت های شگرف علمی و فناوری ونانودر دوره های نهم و دهم
3- پرتاب ماهواره
4- اجرای قانون هدفمندی یارانه ها و سوخت و بنزین و ...
5-بازگشت دولت انقلابی به نظام بعد از چندین دوره فاصله گرفتن دولت ها از مبنای انقلاب
6- سخنرانی های کوبنده در نیویورک و دانشگاه کلمبیا در این 6 سال
و ....

با علم کردن واژه ای مبهم به نام انحراف در دولت و جریانی مبهم به نام جریان انحرافی که اولین بار توسط آقای هاشمی رفسنجانی مطرح شد که این دولت انحراف دارد ، چنان ضربه ای به این پیکره دولت وارد کردند که اعتماد به این دولت به شدت کاسته شد و انحراف در دولت برای مردم عادی شد و نهایتا شخصی که در این شش سال به گفته رهبری تلاش کرد و کم خوابی کشید ، باید به سمت او کفش پرتاب شود واین می شود خوراک رسانه های غربی والبته خوشحالی دشمنان خونی احمدی نژِاد که  تابوی قدرت و فساد را شکست .

درآخر اینکه قصد دفاع 100 درصدی از احمدی نژاد ودولتش ندارم ، ولی باید نیمه پرلیوان را دید والبته قدردان بود و ناشکری نکرد .



برچسب ها: لنگه کفش : نماد اعتراض،
[ شنبه 26 آذر 1390 ] [ 03:59 ق.ظ ] [ رضا هنرمند ]
خباثت ها ی انگلستان که همانا پیرترین استعمارگر است و روز به روز درحال سقوط و پس رفت است هرروز برخشم مردم می افزاید .اقدام مجلس ستودنی بود و اقدام دانشجویان ، اگرچه  تندروی داشت ولی آن هم به واسطه اینکه بر استعمار پیر خروشید ، ستودنی است .
مردم همواره خشم انقلابی خود را به حمایت از ولی فقیه شان فرو می برند ولی گاهی چنان این خشم برافروخته میشود که نمیتوان کنترل کرد و باعث مسائلی چون سفارت بریتانیا میشود .
حال جالب اینجاست که با این اقدام که توسط عده ای انجام شد ، خشم اروپاییان را برانگیخته است . چنان پارس میکنند که گویی به کشورشان تجاوز شده است . البته این را میدانیم که سفارت هرکشور مانند خاک کشورش است ،ولی تمام اینها برحسب فرمولهای بین المللی است و وجهه عمومی ندارد . این فریاد زدن ها و مظلوم نمایی کردن ها ، مانند روباهی است که از گرفتن طعمه اش نا امید شده و شکارش ، اورا از حیطه زندگی خویش رانده است . این فریاد زدنهای روباه به معنی نا امیدی مطلق از شکارش است .



سالهاست ایران و دیگر ممالک اسلامی وغیر اسلامی ، شکار روباهی ناجوانمرد به نام انگلیس است که هزاران بدبختی در سالهای متوالی برای ایران به بار آورده که جز به جز آن در تاریخ هست . حال وارد شدن چند دانشجو به محوطه سفارت و شکستن چند شیشه و... قطره ای از اقیانوس ظلم هایی است که این دولت فاسد و مکار انجام داده است .
تحقیر انگلیس یعنی تحقیر استکبار . به جرات می توانیم بگوییم که انگلستان هم مانند آمریکا و بدتر از اوست . دلیلی بر ادامه همکاری وجود ندارد . کما اینکه احمدی نژاد رئیس جمهوری هم گفت که ماهیچ رابطه سیاسی و اقتصادی با انگلستان نداریم . وقتی هیچ رابطه ای بین ایران و انگلستان نیست چه دلیلی بروجود سفیر و حتی سفارتخانه وجود دارد . سفارت خانه شان را در ایران بستند ! چه بهتر بروند به اسفل السافلین
البته این وسط کسانی که به انگلستان رفت وآمد دارند به مشکل برمیخورند که میتوان رویه ای که با آمریکا داریم با انگلستان هم داشته باشیم .

اکثر جریانات وخرابکاری های فتنه 88 زیر سر همین انگلستان و جاسوس خانه شان بود . حال که سفارتخانه را در ایران خالی کردند به هیچ وجه نباید اجازه بازگشت دوباره به آنها بدهند حتی اگر التماس کنند همانطور که آمریکا بارها التماس کرد والبته ایران زیربار نرفت چون وجود سفارت خانه در ایران به معنی دادن مکانی است برای توطئه علیه نظام که به طور طبیعی باید با آن برخورد شود .




برچسب ها: استعمار انگلیس :روباه پیر، انگلیس خبیث، فتنه گر،
[ پنجشنبه 10 آذر 1390 ] [ 04:23 ب.ظ ] [ رضا هنرمند ]
با حسین از یاحسین یک نقطه کم دارد ولی
یاحسین گفتن کجاو با حسین ماندن کجا




دیروز داشتم از محله قدیمی مون رد میشدم توی یک کوچه تنگ دیدم چندتا نوجوان 10 -12 ساله دارند زمین و آب وجارو میکنند . چند متر اونطرف تر پارچه های مشکی روی دیوار زده بودند و با یک شور ونشاطی مقدمات زدن تکیه امام حسین رو فراهم میکردند . عمق محرم و عزاداریهاش در همین تکیه های کوچک وکودکانه نمایان میشود .
هر محرم مانند یک پوست انداختن است وهر اشکی برای مظلومیت شهدای کربلا ریخته میشود ، روح را تسکین میدهد و عمق وجود را به سوی پاکی سوق میدهد .
مهم تر اینکه بعد از محرم و آن همه اشک وناله برای شهدای کربلا چطور میتوان همچنان کربلایی ماند و روحمان از کربلا رخت برنبندد . چه خوب آن هایی در انتظار محرم بودند و محرمی شدند و با عشق امام حسین  از این دنیا رخت بربستند .
هر محرم همچون زیارتی است که شرط قبولی  زیارتمان ، همانا حسینی ماندن است . تمام سال و هرروز محرم و تمام کردار و رفتارمان عاشورایی باشد . اینجاست که زیارتمان مقبول خواهد شد و امیدوار به شفاعت مولای کربلا خواهیم بود .

روضه ، سینه زنی ، زنجیرزنی ، علمداری ، چلچراغ ، سخنرانی ، خیمه سوزاندن ،نذرهای محرم ، دور هم جمع شدن و برای مظلومیت امام حسین گریه کردن ، همه وهمه آداب محرم است و یاد کربلا را زنده نگه میدارد .گرچه کربلا و عاشورا به خودی خود زنده است ولی بایاد آن خون انسانهای آزاده به جوش خواهد آمد و شرایط را برای ظهور منجی عالم بشریت فراهم خواهد کرد .

زیارت قبول



برچسب ها: محرم،
[ دوشنبه 7 آذر 1390 ] [ 01:15 ق.ظ ] [ رضا هنرمند ]
دیروز اتفاقی در روزنامه ایران افتاد که تاسف آور بود . اینکه با آن فضاحت با نگاه هجومی و قطعا غرض ورزی به یک محل فرهنگی بروند و اینطور جنجال بیافرینند که طبق گفته 20:30 دیروز ، این حادثه تبدیل به یک خوراک تبلیغات منفی برای امثال بی بی سی فارسی بشود .
در حالی که دنیا درحال تحول است و اخیرا هم مصر انقلابی عظیم تر از انقلاب اولش شروع کرده است و در غرب وآمریکا مردم برای عدالت کتک میخورند و خونشان به جوش آمده است ، در جمهوری اسلامی که ام القرای جهان اسلام است چنین اتفاقاتی باعث خوشحالی کینه ورزان انقلاب میشود .
رسانه های غربی دنبال یک خوراک رسانه ای برای خود هستند . از ماجرای بی اخلاقی بازیکن های فوتبال گرفته تا کتک زدن آقای شمس داور ایرانی ، تا حادثه روزنامه ایران ، مجلسی که قانونی تصویب میکند که عدالت را نقض میکند و ....

بی شک ایران با ایستادگی دربرابر استکبار جهانی ، تبدیل به نماد استقامت برای عدالت شده است . ایران و مردمش به الگویی برای همه مردم جهان تبدیل شده اند و ما که مردم ایرانیم باید قدر خود را بدانیم که امید آزادگان جهان شده ایم .
برخی سیاسیون نالایق هم چهره خود را نمایان کرده اند و برای مردم جز بی اعتمادی چیزی به ارمغان نگذاشته اند . انتظار از مردم و سیاسیون انقلابی و پاکدست این است که طبق فرمایش رهبری عزیزمان ،حدالامکان اختلافات را کنار بگذارند فقط برای رضای خداوند .

سیاسیون مردود که هم در فتنه 88 و هم در حال حاضر چهره خود را نمایان کرده اند بدانند که مردم ایران به قدری بزرگ منش هستند که با تدبیر با شما برخورد میکنند و گوش به فرمان ولی امرشان هستند وگرنه کسانی که علیه ام القرای جهان اسلام و جهان فتنه ای دوباره کند با همین مردم رودرو هستند . حساب خودشان رابدانند که خدای نکرده مورد غیض قرار نگیرند .



برچسب ها: سیاسیون مردود بخوانند،
[ چهارشنبه 2 آذر 1390 ] [ 01:08 ق.ظ ] [ رضا هنرمند ]

این روزها چشم گیرترین معضل جامعه ما بخصوص در شهرهای بزرگ ، بی حجابی مفرطی است که متاسفانه همه گیرشده و نمیتوان این هجوم به بی حجابی  را کنترل کرد . تنها کاری که به صورت موضعی انجام میشود گشت ارشاد است که به عقیده من نبودنش از بودنش بیشتر نفع دارد.
گشت ارشاد با اینکه هدفش کنترل عفت اجتماعی است ولی کاری را به پیش نبرده و وضعیت جامعه همچنان به همان منوال پیش میرود . یک دستگاه ون را از افرادی که بی حجابتر هستند پر میکنند و ماموریتشان تمام میشود و صحنه را ترک میکنند .
با چشم خود بارها دیدم که خانمهای بدحجاب باد دیدن گشت ارشاد چادری را از کیف خود خارج میکنند و سرمیکنند و پس از عبور از منطقه خطر چادر را جمع کرده و این داستان همچنان ادامه دارد .
ضرورت حفظ حجاب در جامعه ما نهادینه نشده است و صحنه های محرکی که گاها در کوچه و خیابان و اتوبوس و مترو می بینیم حاصل عدم نهادینه شدن فرهنگ دینی است .
سوالی که اینجا مطرح است این است که گشت ارشاد و وجود آن جز ایجاد رعب ووحشت کاری به پیش می برد؟نوعی ترس اجتماعی از این ارگان نظامی فقط باعث بی اعتمادی عمومی و گاها زیرپاگذاشتن کرامت انسانی واسلامی میشود .



نظام جمهوری اسلامی برپایه اختیار عمومی بنا گذاشته شده است یعنی برای این نظام و دست اندرکارانش انتخابات شده و مردم با اختیار به اصل قانون آری گفته اند بنابراین بایستی کرامت مردم هرچند مخالف را هم درنظر داشت ومردم را از خود و نظام متنفر نکرد .
مردم باید با اختیار به آموزه های دینی و اسلامی گرایش پیداکنندو برخورد قهری با موضوع بی حجابی وبدحجابی نتیجه عکس میدهد . فرهنگ جامعه به صورت فطری به سمت خدا گرایش دارد باید باعقل ومنطق برای گسترش عفاف عمومی قدم برداشت و رفتار قهری نوعی تنفر وکینه توزی را ترویج میدهد .



برچسب ها: گشت ارشاد، بودن یا نبودن، مسئله این است،
[ جمعه 27 آبان 1390 ] [ 01:01 ق.ظ ] [ رضا هنرمند ]



حضرت امام خامنه ای خطاب به سردار قاسم سلیمانی :

خود شما هم که آقای سلیمانی باشید در نظر ما شهیدید.شما شهید زنده هستید .
بله، شما هم شهیدید
.شما بارها در میدان جنگ به شهادت رسیدید.
و چه آنهایى که به جبهه‏هاى جنگ رفتند و خطر را پذیرفتند و جان خودشان را کف دست گرفتند و همه‏ى نیروى خودشان را صرف کردند، اما خداى متعال خواست اینها زنده بمانند و برکاتشان براى کشورشان و دنیاى اسلام ادامه پیدا کند .

سرلشکر سلیمانی کیست ؟

گزارش های وزارت امور خارجه ایالات متحده او را متولد 1335 در قم، شهر مذهبی مرکز ایران می دانند اما منابع داخلی می گویند که سلیمانی متولد روستایی کوهستانی به نام رابرد از توابع شهرستان بافت در استان کرمان است.

علی آلفونه، محقق موسسه آمریکن اینترپرایز که به طور تخصصی درباره سپاه پاسداران تحقیق می کند، درباره سلیمانی می گوید: "روستای کوهستانی و دورافتادۀ رابُرد در استان کرمان ساختار قبیله ای دارد و بیشتر شبیه افغانستان است، و شاید همین ویژگی است که سلیمانی را برای فعالیت در جوامع قبیله ای مانند افغانستان و عراق آماده کرده است. به احتمال زیاد همین شناخت یگانۀ او یکی از دلایل اصلی انتخابش برای فرماندهی نیروی قدس نیز بوده است."

روزنامه گاردین نیز در گزارش ویژه خود از سرلشگر سلیمانی به عنوان فردی نام برده که نفوذش به عنوان فرمانده فرمانده نیروی قدس سپاه در عراق به حدی است که در نظر بسیاری از عراقی‌ها، در واقع اوست که امور کشورشان را در دست دارد.

شروان الوائلی، وزیر مشاور در امور امنیت ملی عراق هم سال گذشته در مصاحبه با گاردین وقتی نام سلیمانی را شنید با دستپاچگی گفت: "منظورتان سید قاسم سلیمانی است؟"

عنوان "سید" در زبان عربی برای ابراز ‌‌‌نهایت و احترام به کار می‌رود.

موفق الرباعی، وزیر پیشین مشاور در امور امنیت ملی عراق نیز به تازگی گفته است: "بی‌چون و چرا سلیمانی قدرتمند‌ترین مرد در عراق است."

او تاکید دارد که بدون او هیچ چیز در عراق انجام شدنی نیست.

صالح المطلق، یکی از سه قائم مقام نخست وزیر عراق نیز معتقد است که "از آنجایی که قدرت سلیمانی به طور مستقیم از آیت الله خامنه‌ای ناشی می‌شود، او فرا‌تر از هر مقامی در جمهوری اسلامی قدرت دارد، از جمله احمدی‌نژاد."

گاردین تاکید می کند که در بغداد هیچ نام دیگری را نخواهید یافت که به این اندازه در میان دولتمردان عراقی احساس معذب بودن  ایجاد کند.


این جمله هم از وبلاگ دریچه اینجا تکرار میکنم که کسانی که فکر جسارت به این سردار را دارند حساب کار دستشان بیاید :

ما همــــــــه قاســـــــــــم سلیمانـــــــــــــــــــــــی هستیم

برای کشتن این مرد باید از روی جنازه ی خیلی ها رد شوید



برچسب ها: درباره سردار گمنامی که استکبار را به لرزه انداخته است،
[ شنبه 21 آبان 1390 ] [ 01:09 ق.ظ ] [ رضا هنرمند ]

وقتی حرف از ظهور آخرالزمان میرسد یک جنبش جهانی و همگانی به ذهن آدم خطور میکند . قیامی که جهانی است و جهان را دربرمیگیرد و همه مردم جهان . حال سوالی هست که همه دنیا مسلمان نیستند بلکه شیعه نیستند که با آمدن موعود آخرالزمان با او حرکت کنند و یاریش کنند .
 یک ندای خاصی در تمام جهان می بینیم که به صورت یک موج تمام اقصی نقاط دنیا را دربرگرفته است . مردم  کل دنیا از استکباری که ایران 33 سال است از آن سخن میگویند بیزار شده اند . در قلب نظام سرمایه داری یعنی نیویورک اعتراضی عظیم و عمیق علیه همین نظام استکباری و سرمایه داری شده است . درصورتی که آنها مسلمان وشیعه نیستند ولی فطرت ها آنها را به سوی عدالت  پیش میبرد . آنها نظام حال حاضر را شیطانی می نامند .
حال هدف ظهور امام عصر چیست ؟ آنکه با شعار یکتاپرستی در تمام دنیا و ارائه عدالت برای همه خواهند آمد . این جهت یابی بین اهداف کلی ظهور و اهداف جنبش جهانی علیه سرمایه داری و  جنبش های بیداری اسلامی ، نقاط مشترکی دارد که نمیتوان کتمان کرد .





فطرت ها بسوی ظهور میرود گرچه شاید مردم نمیدانند . ناخواسته مردم بسوی عدالت و یکتاپرستی و پاکی سوق پیدا میکنند . این همان وعده  خداست که برای آخر الزمان داده بود .

حال این انقلاب اسلامی ایران که 33 سال پیش آغازگر  و مقدمه ساز این جنبش جهانی بود تبدیل به الگویی برای همه جهانیان شده است که همه از استکبارستیزی ایران غبطه میخورند و  پیروی میکنند .

انقلاب مصر از انقلاب اسلامی ایران الهام گرفت وحال جنبش 99 درصدی در آمریکا و اروپا از میدان التحریر مصر الگو میگیرند و این یعنی صادرات انقلاب طبق وعده امام بزرگوار و با فداکاری های رهبری عزیزمان .



[ شنبه 14 آبان 1390 ] [ 11:19 ب.ظ ] [ رضا هنرمند ]
روزهای اخیر خبر فسادی مشهود در فوتبال به گوش رسید که اخبار وتصاویر آنرا دیدیم و به عمق بیماری در قشر به اصطلاح ورزشی پی بردیم . این بی اخلاقی ریشه ای است و آنچه مشاهده کردیم حاصل سالها پول پرستی در به خصوص فوتبال است که اینطور باعث بی حرمتی اخلاقی وانسانی در پخش مستقیم فوتبال شد .






پول های هنگفت در جیب افرادی که عموما بی سوادند و ظرفیت این هجمه پول را ندارند وسرانجام منجر میشود به دست اندازی زشت به هم آن هم در مقابل چشم مردم که باید گفت متاسفیم از اینکه اینها شده اند الگوهای جوانان ونوجوانان ما و باید برای این سقوط فرهنگ در قشر فرهنگی و ورزشی فکری کرد .
در مملکت اسلامی و شیعه این رفتارها یعنی اینکه یک جای کار ایراد دارد که اجازه داده میشود این افراد کثافت کاری کنند و از همه بدتر این کثافت کاریها را به نمایش در ملاعام بگذارند .



این افراد که این کارها را کرده اند باید به کلی از صحنه ورزش حذف شوند و اجازه حضور دوباره و بخشش نداشته باشند تا اگر کسانی هم بخواهند دست به این کارهای ناشایست بزنند عبرت بگیرند و حساب خودشان را بدانند .

به امید جامعه ای سرشار از نور وامید و پاکی و عدالت و به امید منجی نور وامید وپاکی و عدالت








[ یکشنبه 8 آبان 1390 ] [ 08:00 ب.ظ ] [ رضا هنرمند ]
محمد رضا پهلوی ، شاه و دیکتاتوری که در روز 17 شهریور بیش از  5000 هزار نفر را در میدان ژاله شهید کرد ، به دست مردم سرنگون شد ودر کشوری بیگانه وپس از مدتها بیماری مرد .




صدام که جنایاتی عجیب وغریب در کشور خودش و در جنگ با ایران مرتکب شد ، پس از حمله آمریکا مردم برای دفاع از حکومتش اقدامی نکردند و پس از دستگیری با وضعی تحقیر آمیز در جلوی چشمان جهانیان اعدام شد و حتی جسدش هم خوراک سگ ها شد .



بن علی دیکتاتور تونس که نماز خواندن را ممنوع کرده بود و دین را جرم اعلام کرده بود به عربستان فرار کرد وجان خودرا خرید و رفت  .




نا مبارک مصر ، پس از سالها نوکری آمریکا و صهیونیست ها توسط مردم خود سرنگون شد و در دادگاه به شیوه ای تحقیر آمیز پشت میله ها مورد محاکمه قرار گرفت و سرنوشتش همچنان مبهم است .




قذافی که شاید بتوان به صراحت گفت دیوانه ترین دیکتاتور زمان بود چند روز پیش به شیوه ای تحقیر آمیز پس از جراحت و گرداندن در خیابان با شلیک گلوله کشته شد .




این پازل ادامه دارد . دیرو زود دارد ولی سوخت و سوز ندارد و حنای دیکتاتوری دیگر رنگی ندارد و حکومت دیکتاتوری تو کت هیج کسی نمی رود . علی عبدالله صالح ، آل خلیفه و پادشاهی عربستان و حکومتهای پادشاهی دیگر که هرکدام باید نوبت به نوبت سرنگون بشوند و خواهند شد .



پس از آن نوبت سرنگونی دیکتاتورهای مدرن میرسد . آمریکا و کشورهای اروپایی که ظاهری دموکراسی و باطنی دیکتاتوری دارند باید تعویض حکومت شوند . اینها شعار نیست و دنیا به طور بسیار شگفت آوری دچار تحول و بیداری شده و مردم به دنبال عدالت هستند .

اگر حکومتی توسط مردم خودش سقوط کند آن حکومت  دیکتاتوربوده

واگر حکومتی توسط مردم خودش مستحکمتر شود آن حکومت به حق است و میتوان گفت رهبران آن دیکتاتور نبودند و
با مردم و به عشق مردم بودند





[ شنبه 30 مهر 1390 ] [ 08:43 ب.ظ ] [ رضا هنرمند ]

تعداد کل صفحات : 7 :: 1 2 3 4 5 6 7

درباره وبلاگ

موضوعات
لینک های مفید
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :

فروشگاه اینترنتی ایران آرنا